ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

175

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

كوشيدم كه براى شما كار خوب با يك اعتقاد خوب فراهم كنم . آنها هم گفتند : ما شنيديم و اطاعت كرديم . سپس ابو بكر عمر را نزد خود خواند و او را نصيحت كرد كه پرهيزگار و خداپرست باشد سپس گفت : اى عمر خداوند در شب يك حق دارد كه انجام آن را در روز نمىپذيرد و در روز هم حقى دارد كه انجام آن را در شب قبول نمىكند . او نافله ( مستحب ) را قبول نمىكند مگر بعد از اداء فريضه ( واجب ) ( مقصود از كار شب و روز هم انجام كار بوقت خود و هم براى هر وقتى كارى واجب هست كه تأخير آن و در غير موقع روا نمىباشد ) اى عمر بدان كه كفهء ترازوى كسى روز قيامت سنگين مىشود كه به حق عمل كرده باشد ( متاعى از حق فراهم كرده و به ميزان حساب بگذارد كه آيه قرآن است ) . ترازوى عدل هم در روز قيامت فقط در خور كار حق است كه بدين رجحان مىپذيرد . اى عمر آيا چنين نيست و تو چنين نمىبينى و نمىدانى كه آنهايى كه كفه ترازوى اعمال آنها سبك شده باطل را به كار برده‌اند . كفهء آنها با باطل سبك شده . آرى چنين است هر ميزانى كه باطل در او باشد بايد سبك و كم وزن باشد ( ارج نداشته باشد كار نيك ندارد ) اى عمر آيا مىدانى كه آيه رفاه و سختى يا آيه سختى و رفاه براى اين نازل شده كه شخص مؤمن پرهيزگار و نكوكار باشد ؟ به چيزى ميل نكند كه خداوند آن را نپسندد . و از چيزى ترسد كه وجود خود را از دست بدهد ( مقصود از آيه سختى و رفاه اين آيه است . ان مع العسر يسرا - كه با سختى رفاه و گشايش آمده ) . اى عمر آيا نمىدانى كه خداوند مردم دوزخى را بچه زشتى و بدكارى وصف نموده . اگر آنها را بخاطر آرى با خود خواهى گفت : اميدوارم كه من يكى از آنها نباشم . خداوند اهل بهشت را هم با كارهاى خوب آنها ستوده كه اگر كار زشت ناچيزى هم از آنها سر زده باشد از آنها عفو فرموده . اگر تو آنها را ياد كنى خواهى گفت : كار من نسبت به كارهاى خوب آنها چگونه و چه اندازه است . اگر پند مرا بپذيرى و به وصيت من عمل كنى بايد بدانى